سايت مذهبي حضرت عباس

به سايت مذهبي حضرت عباس خوش آمديد .

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

حضرت امام محمد تقي جوادالأئمه (ع )

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسي که همچون ساير خلفاي  بني عباس از پيشرفت معنوي و نفوذ باطني امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعي  کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .
" از اينجا بود که مأمون نخستين کاري که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبي  دايمي و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهاي دايمي که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگي  برده است ، در تاريخ معروف است " .
از روشهايي که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود .
مأمون و بعد معتصم عباسي مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند .
در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشي را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سني از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتي است الهي ، بستگي به کمي  و زيادي سالهاي عمر ندارد .
باري ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره اي که فرقه هاي مختلف اسلامي و غير اسلامي  در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگي در اين دوران ، زندگي مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهاي زيادي به زبان عربي ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمي سن وارد بحثهاي علمي گرديد و با سرمايه خدايي امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام رباني مايه گرفته بود ، احکام اسلامي را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياري  پاسخ گفت .
براي نمونه ، يکي از مناظره هاي  ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقي (ع ) را در زير نقل مي کنيم : " عياشي در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابي دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزي دوستش ( ابن ابي دؤاد ) از دربار معتصم عباسي  برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد .
گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتي ؟
گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علي بن موسي الرضا جرياني پيش آمد که مايه شرمساري و خواري ما گرديد .
گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقي را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدي کرده بود .
خليفه طريقه اجراي حد و قصاص را پرسيد . عده اي از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علي الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامي چگونه بايد جاري شود ؟
من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياري از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند .
يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الي  المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد .
دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روي  به حضرت ابوجعفر محمد بن علي  کرد و گفت : يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟
آن حضرت فرمود : علماي شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد .
حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهي  پاسخ آن را مي گويم .
اين مطالبي که علماي اهل سنت درباره حد دزدي بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامي  آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد .
خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشاني ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند براي سجده حق تعالي محلي  باقي نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسي نبايد آنها را ببرد .
معتصم از اين حکم الهي و منطقي بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند .
ذرقان مي گويد : ابن ابي دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است
. سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتي کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتي که نسبت به ما داري  مي گويم .
معتصم گفت : بگو . ابن ابي دؤاد گفت : وقتي مجلسي از فقها و علما تشکيل مي دهي تا يک مسأله يا مسائلي را در آنجا مطرح کني ، همه بزرگان کشوري  و لشکري حاضر هستند ، حتي  خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايي  که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأي علماي بزرگ تو در برابر رأي محمد بن علي الجواد ارزشي ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علي منتقل مي گردد ، و پايه هاي قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد .
اين بدگويي و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نوراني و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيي بن اکثم که قاضي بزرگ دربار وي بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايي کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتي وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد .
روزي از آنجا که " يحيي بن اکثم " به اشاره مأمون مي خواست پرسشهاي خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقي (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيي خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيي که پيرمردي  سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايي  مسأله اي از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس .
يحيي بن اکثم پرسيد : اگر کسي در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيواني را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم براي عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيي دچار حيرت عجيبي شد . نمي دانست چگونه جواب گويد .
سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند .
مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتي  که بر مجلس حکمفرما بود ، روي به بني  عباس و اطرافيان کرد و گفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن علي الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد . باري ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد .
امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته اي داشت که : هر يک خود قله اي بودند از قله هاي فرهنگ و معارف اسلامي مانند :
ابن ابي عمير بغدادي ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهري ، احمد بن ابي نصر بزنطي کوفي ، ابوتمام حبيب اوس طائي - شاعر شيعي  مشهور - ابوالحسن علي بن مهزيار اهوازي و فضل بن شاذان نيشابوري که در قرن سوم هجري مي زيسته اند .
اينان نيز ( همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه اي مورد تعقيب و گرفتاري بودند .
فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون کردند .
عبدالله بن طاهر چنين کرد و سپس کتب او را تفتيش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحيد و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيده سياسي او را نيز بدانم .
ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميراني که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند .
اگر کسي شعر او را براي آنان ، بدون اطلاع قبلي  ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين که آگاه مي شدند که از ابوتمام است يعني  شاعر شيعي معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند که آن نوشته را پاره کنند .
ابن ابي عمير - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهاي بسيار ديد ، او را سالها زنداني کردند ، تازيانه ها زدند . کتابهاي او را که مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسي  با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي کرد و چه ظالمانه !

شهادت حضرت جواد (ع )
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولي رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت .
آثار فکري و رواياتي  که از آن حضرت نقل شده و مسائلي را که آن امام پاسخ گفته و کلماتي  که از آن حضرت بر جاي مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسي از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220هجري به بغداد وارد شد . معتصم که عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد ، مادر علي هادي فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد .
اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمي کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روي  دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد .
امام جواد (ع ) مقداري از آن انگور را تناول فرمود . چيزي  نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدي بر آن حضرت عارض گشت .
ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيماني  سودي نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي کني ؟ اکنون که مرا کشتي گريه تو سودي ندارد . بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردي مبتلا کند و به روزگاري بيفتي  که نتواني از آن نجات بيابي . در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهاي  ديگري هم نقل شده است .

زنان و فرزندان حضرت جواد (ع )

زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندي نداشت .
حضرت امام محمد تقي زوجه ديگري مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است .
فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح :

1 - حضرت ابوالحسن امام علي النقي ( هادي )
2 - ابواحمد موسي مبرقع
3 - ابواحمد حسين
4 - ابوموسي عمران
5 - فاطمه
6- خديجه
7- ام کلثوم
8- حکيمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگاني کوتاه و عمري سراسر رنج و مظلوميت داشت .


بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نوراني نورافشاني کند . امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220ه . به سراي جاويدان شتافت . قبر مطهرش در کاظميه يا کاظمين است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسي بن جعفر (ع ) زيارتگاه

تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 زمان : 02:10

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

احکام “حجاب و عفاف” از دیدگاه مراجع تقليد

امام خمینی (ره)

اصل حکم حجاب از ضروریات است و منکر آن حکم منکر ضروری را دارد و منکر ضروری محکوم کیفر است مگر اینکه معلوم باشد منکر خدا یا رسول نیست.

آیت الله خامنه ای

اصل حجاب ضروری دین است ولی بعضی فروع آن ممکن است ضروری نباشد و بی اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.

آیت الله بهجت

بی اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.

آیت الله تبریزی

اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی اعتنایی نمایند حکم بی اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.

آیت الله صافی

اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی به اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب ان باعث فسق است.

آیت الله سیستانی

اصل حجاب از مسلمات شریعت است و در قرآن امده است ولی کسانی که توجه به وضوح آن ندارند انکار آن مستلزم انکار نبوت  نیست و بی اعتنایی عملی گناه است.

آیت الله مکارم

حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند موجب ارتداد نمی شود.

آیت الله اردبیلی

اصل لزوم حجاب برای زن از ضروریات اسلام است هر چند بعضی از جزئیات آن از ضروریات نیست.

محدوده پوشش بدن و موی زنان در میان نامحرمان

امام خمینی (ره)

زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط واجب آن است که بدن وموی خود را از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد وبه حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است بپوشاند.

آیت الله گلپایگانی

زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط واجب آن است که از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد و از نگاه کردن تحریک و تهییج شهوت او عادتاً ممکن باشد بدن و موی خود را بپوشاند.

آیت الله بهجت

زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند اگر چه کمک به حرام و قصد لذتی در بین نباشد بلکه احتیاط واجب آن است که از پسر غیر بالغ که خوب و بد را می فهمد نیز خود را بپوشاند.

آیت الله سیستانی

زن باید موی سر و بدن (غیر از صورت و دستها) خود را از مرد نامحرم بپوشاند و احتیاط لازم آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد و احتمال می رود که نگاهش به بدن زن موجب تحریک شهوتش شود بپوشاند ولی زن می تواند صورت و دستهایش را تا مچ از مرد نامحرم نپوشاند مگر در صورتیکه بترسد به حرام بیفتد یا به قصد مبتلا کردن مرد به نگاه حرام باشد که نپوشاند در این دو صورت جائز نیست.

آیت الله مکارم

واجب است زن بدن و موی خود را از نامحرم بپوشاند و احتیاط مستحب آن است که از پسر نابالغ که خوب و بد را بفهمد و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است مستور دارد ولی پوشانیدن صورت و دستها تا مچ واجب نیست.

آیت الله اردبیلی

زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط ان است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده اما خوب و بد را می فهمد و به حدی رسیده که ممکن است به قصد لذت نگاه کند بپوشاند لکن پوشاندن صورت و دستها تا مچ اگر به قصد نشان دادن به مردها و لذت بردن انها نباشد لازم نیست هر چند خوب است ولی بنابر احتیاط قدمهای خود را بپوشاند.

تاریخ : سه‌شنبه 13 فروردین 1392 زمان : 20:34

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

احكام حجاب و رابطه با نامحرم

 

آیت الله صافی گلپایگانی

 

حضرت عباس



س) پوشاندن پا از مچ تا انگشتان در مقابل نامحرم براي زن واجب است يا نه؟

ج ) بلي زن در مقابل نامحرم بايد روي پاها را هم بپوشاند.
 
س) سلام بر نامحرم چه حكمي دارد؟

ج ) در محيط‎هاي جمعي سلام بر جمع مانعي ندارد؛ ولي بهتر است از سلام‎هاي خصوصي كه نوعاً زمينه ساز فتنه است، اجتناب شود. از اميرمؤمنان عليه‌السلام روايت شده است كه فرمود: «من به زن جوان سلام نمي‎كنم؛ زيرا مي‎ترسم در قلبم چيزي خلجان كند كه مطلوب پروردگار نيست.»
 
س) آيا صحبت با نامحرم در محيط خلوت و به مدت طولاني جايز است؟

ج ) اگر محيط خلوتي باشد كه ديگري نتواند به آن وارد شود بودن دو نامحرم در آن مكان، حرام است، و در غير آنجا هم، اگر صحبتهاي شهواني باشد، يا مفسده ديگري بر آن مترتب شود، جايز نيست.
 
س) آيا رعايت حجاب در مقابل پسر خاله و پسر عمو لازم است، اگر چه مسن‎تر از خودم و جاي پدرم باشند؟
ج ) پسر عمه، پسر خاله، پسر دايي و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعايت حجاب در برابر آن‎ها واجب و ترك آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغيير حكم نيست.
 
س)  آيا مي‎توانيم با دختر نامحرمي، صيغه خواهر و برادري بخوانيم، و مثل خواهر و برادر با هم رفتار كنيم؟

ج ) خير، صيغه خواهر و برادري با نامحرم مشروع نيست، آنچه موجب محرميت مي‎شود، انجام عقد ازدواج بصورت دائم يا موقت، با رعايت شرائط مربوطه است.
 
س) با توجّه به اين‎كه كلاس‎هاي دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار مي‎شود، طبعاً ناخودآگاه چشم آدم به دختران نامحرم مي‎افتد، حكم آن چيست؟

ج ) نگاه غير عمدي و بدون قصد لذت اشكال ندارد.
 
س) شنيده‎ام كه مي‎گويند گريم جزء آرايش حساب نمي‎شود، آيا اين مطلب درست است، و گريم كردن جايز است؟
ج ) گريم ـ اگر همراه كار حرامي نباشد ـ اشكال ندارد. بنابراين، گريم مردان به وسيله مردان يا زنان به وسيله زنان اشكال ندارد.
امّا اگر گريم زن يا مرد به وسيله نامحرم صورت بگيرد، جايز نيست. نكته ديگر آن كه هر جا «گريم» به عنوان آرايش يا آرايش و تغيير چهره براي خانم‎ها باشد، بايد از نامحرم پوشانده شود؛ امّا اگر صرفاً براي تغيير چهره باشد، احوط پوشاندن آن از نامحرم است.
 
س) در جلسات عقد و عروسي كه داماد وارد مي‎شود، تكليف خانم‎هايي كهبا او نامحرم هستند چيست؟
ج ) در مقابل داماد و ساير نامحرمان بايد رعايت حجاب كامل را بنمايند و فرقي بين مجلس عروسي و ساير موارد نيست.
 
س) عكس‎هايي كه در كودكي (قبل از تكليف) گرفته‎ايم و مسلماً بدون حجاب و... بوده، الان كه بزرگ شده‎ايم، اگر نامحرم ببيند ـ مثلاً پسر خاله يا شوهر عمه و... آيا اشكال شرعي دارد؟

ج ) اگر نامحرم بدون قصد لذت به عكس‎ها نگاه كند مانعي ندارد و شما هم تكليفي نداريد.
 
س) در عقدها و عروسي‎ها كه معمولاً خانم‎ها با لباس‎هاي ويژه آن مراسم شركت دارند و در اكثر مواقع نيز لباس‎ها، بدن نما است و فيلمبرداري صورت مي‎گيرد تكليف ما چيست؟

ج ) اگر مي‎دانيد يا احتمال مي‎دهيد كه در آينده اين فيلم‎ها توسط افراد نامحرم مشاهده مي‎گردد لازم است حجاب كامل خود را موقع فيلمبرداري مراعات كنيد و اگر نمي‎توانيد، از واقع شدن در مقابل دوربين فيلمبرداري خودداري نماييد.
 
س) استفاده از كرم‎هاي چرب كننده، مرطوب كننده، ضد آفتاب و... بر روي دست و صورت، اگر به منظور محافظت از پوست بكار برده شود ولو اين‎كه خوشبو باشد و يا باعث سفيد و روشن شدن پوست شوند؛ چه حكمي دارد؟
ج ) اگر آرايش و زينت محسوب نشود، و بوي خوش آن موجب التذاذ و تحريك نامحرم نگردد اشكال ندارد.
ولي در هر صورت بنابر احتياط واجب، صورت را از نامحرم بپوشاند.
 
س) در خانواده ما رسم است كه در ميهماني‎ها همه بستگان با يكديگر دست مي‎دهند. دست‌دادن بدون‌قصد لذت چه صورت دارد؟
ج ) دست دادن با نامحرم، اگر چه از بستگان نزديك مثل پسر دايي و پسر عمو باشند، حتي بدون قصد لذت هم جايز نيست. لازم است آن‎ها را با احكام شرعي آشنا سازيد.
 
س) آيا دايي يا عموي جوان مي‎تواند دختر خواهر يا دختر برادر خود را كه جوان است، ببوسد؟
ج ) اگر قصد لذت شهواني و ريبه در كار نباشد، اشكال ندارد.
 
س) آيا چيدن و رنگ كردن ابرو جايز است؟

ج ) اصلاح و رنگ كردن ابرو براي خانم‎ها اشكال ندارد؛ ولي بايد از نامحرم پوشانده شود.
 
س) نگاه كردن به استاد مرد براي بهتر فهميدن درس چگونه است؟

ج ) نگاه به صورت و گردن و دست‎هاي مرد نامحرم كه معمولا نمي‎پوشانند، بدون قصد لذت و ريبه اشكال ندارد.
 
س) پوشيدن جوراب نازك براي خانم‎ها چه حكمي دارد؟
ج ) چون پوشاندن روي پا در مقابل نامحرم واجب است. بنابراين، استفاده از جوراب نازك كه پوست پا از زير آن پيدا باشد در مقابل نامحرم جايز نيست.
 
س) اگر انسان با دوست دختر خود به امام‎زاده برود و زيارت كند، آيا زيارتش همانند دوست معمولي صحيح است؟

ج ) رفتن به زيارت امامزادگان براي كسب ثواب است. اگر انسان در مسير كسب ثواب، گناهي مرتكب گردد، واضح است كه به پاداش مذكور نخواهد رسيد و چه بسا موجب افزايش گناه نيز بشود.
 
س) آيا پوشيدن لباس تنگ و كوتاه براي خانم‎ها جايز است؟
ج ) لباس خانم‎ها در مقابل نامحرم، بايد اولاً بدن را بپوشاند و ثانياً بنحوي نباشد كه موجب تحريك نامحرم گردد، و برجستگي‎هاي بدن در آن ظاهر باشد.
 
س) لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم چه حكمي دارد؟

ج ) لبخند زدن و هر كاري كه در معرض تهييج نامحرم است، جايز نيست، و در حديث آمده كه هزار سال حبس در آخرت مجازات يك كلمه شوخي با نامحرم است.
 
س) معاينات پزشكي كه مستلزم لمس و نظر به نامحرم است چه صورت دارد؟

ج ) در صورت نبودن پزشك مماثل،به مقدار ضرورت اشكال ندارد.
 
س) دانشجوي پرستاري هستم. در موقع كار در بيمارستان گاهي دستم با دست همكاران نامحرم تماس پيدا مي‎كند. با اين كه قصد و غرضي در كار نيست و كوشش خود را براي عدم تماس انجام مي‎دهم، آيا مرتكب گناه مي‎شوم؟

ج ) اگر در اثناي كار، دستتان به طور اتفاقي با همكارانتان تماس پيدا كند، اشكال ندارد؛ ولي چنانچه بدانيد اين عمل به طور مكرر ـ هر چند ناخودآگاه ـ انجام مي‎گيرد، لازم است از دستكش و مانند آن استفاده كنيد.
 
س) اگر كسي با نگاه كردن يا لمس دختران غير بالغ لذت ببرد، چه صورت دارد؟

ج ) حرام است.
 
س) آيا لازم است حجاب را براي توريست‎ها الزامي كنيم؟
ج ) افراد توريست، از جهت حكم فقهي حجاب، تابع دين خود هستند؛ لكن همان گونه كه ملزم به رعايت ديگر قوانين كشور هستند نبايد اجازه داده شود بر خلاف ارزش‎هاي ديني و فرهنگي كشور اقدام كنند، و موجب اشاعه فساد و ابتذال اخلاقي شوند.
 
س) آيا پوشيدن لباس آستين كوتاه براي آقايان جايز است؟
ج ) چنانچه مرد بداند زنان با قصد لذت به دستانش نگاه مي‎كنند، احتياط واجب پوشاندن آن است.
 
س) آيا پوشيدن لباس سياه در عزاي امام حسين عليه‌السلام كراهت دارد؟

ج ) پوشيدن لباس مشكي در سوگواري امام حسين عليه‌السلام از مصاديق تعظيم شعائر و داراي رجحان شرعي است و كراهت ندارد. بسياري از فقهاي بزرگوار و مراجع تقليد در روز عاشورا از قباي سياه استفاده مي‎كردند.
 
س) معيار لباس شهرت چيست؟

ج ) لباس شهرت، لباسي است كه پوشيدن آن بخاطر رنگ، كيفيت دوخت، يا علل ديگر مناسب نيست، بطوري كه اگر آن را در برابر مردم بپوشند، توجه آنان را به خود جلب مي‎كند، و انگشت نما مي‎شوند.
 
س) آيا لباس خانم‎ها حتماً بايد سياه باشد؟

ج ) پوشيدن لباس سياه واجب نيست بلكه ملاك آن است كه لباس خانم‎ها بايد به رنگي نباشد كه خلاف متعارف، و موجب جلب توجّه نامحرم گردد.
 
س) آيا پوشيدن جوراب براي خانم‎ها لازم است؟

ج ) بلي، خانم‎ها در برابر نامحرم بايد روي پاي خود را بپوشانند و در اين جهت فرقي بين حال نماز و غير نماز نيست.
 
س) ظاهر شدن خانم‎ها با مانتوهاي تنگ، در بيرون منزل چه حكمي دارد؟

ج ) رفت وآمد خانم‎ها درمقابل نامحرم با لباسي‌كه برجستگي‎هاي بدن آنها را مشخص كند يا معرضيت براي فساد داشته باشد، جايز نيست.
 
س) آيا پزشك معالج به مريض مَحرم است؟

ج ) پزشك، به مريض محرم نيست، ولي در مواقعي كه معالجه متوقف بر نگاه يا لمس مريض است، به مقدار ضرورت مي‎تواند نگاه يا لمس كند و در صورتي كه لمس با دستكش يا از روي حايل ديگري‌كافي باشد، لمس مستقيم جايز نيست.
 
س) آيا نگاه كردن نامحرم به روي پا تا مچ كه در نماز، الزامي براي پوشاندن آن نيست، حرام است؟

ج ) بلي، نگاه مرد به روي پاي نامحرم، حرام است و در حال نماز هم اگر خانمي بداند كه در معرض ديد نامحرم است، بايد روي پا تا مچ را بپوشاند.
 
س) با توجّه به اين‎كه كلاس‎هاي دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار مي‎شود، طبعاً ناخودآگاه چشم آدم به دختران نامحرم مي‎افتد، حكم آن چيست؟
ج ) نگاه غير عمدي و بدون قصد لذت اشكال ندارد.
 
س) آيا نگاه كردن به عكس‎هاي زنان و مردان غير مسلمان كه در كتاب‎هاي درسي به صورت نيمه عريان وجود دارد، جايز است؟

ج ) اگر با قصد لذت نباشد و مفسده‎اي هم به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.
 
س) آيا نگاه كردن به دست و صورت و موهاي زنان كفار جايز است؟

ج ) در صورتي كه قصد لذت و خوف از وقوع در حرام نباشد، نگاه به دست و صورت و جاهايي از بدنشان كه عادت در نپوشاندن آن دارند، اشكال ندارد.
 
س) نگاه به نامزدم كه بعداً قصد ازدواج با او را دارم، چه صورت دارد؟

ج ) تا صيغه عقد دائم يا موقّت خوانده نشده، نامزد با نامحرمان ديگر تفاوتي ندارد، و نگاه به او با قصد لذت و شهوت، جايز نيست.

تاریخ : سه‌شنبه 13 فروردین 1392 زمان : 20:27

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

فوائد نماز شب

 

 

1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.


2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.


3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.


4) باعث روشني دل است.


5) باعث استجابت سريع دعا است.


6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.


7) باعث كفاره گناهان است.


8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.


9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.


10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.


11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.


12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.


13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود.


14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.


15) باعث افزايش عمر است.


16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.


17) باعث نوعي صدقه است.


18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.


19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.


20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.


21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.


22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.


23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.


24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت

 

شادمان است.


25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.


26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.


27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.


28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.


29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر


30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

 

منبع : سايت مذهبي حضرت عباس

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 زمان : 09:50

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 

اسرار نماز

 

1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با هم? مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آی? آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِ? شریف? (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمل? کوتاه و رسایی دربار? نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتب? عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!

29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحی? او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحی? تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحی? خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و هم? بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزل? کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 زمان : 09:43

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 

ده ویژگی نماز :

 

 

نماز ؛ ستون دین و در آن ده ویژگی است :

زینت چهره
نور دل
آسایش تن
انس گورها
فرو آورنده ی رحمت
چراغ آسمان
سنگینی میزان
خشنودی پروردگار
بهای بهشت و حجابی از آتش



هر كه  آن را بر پا کند ؛ دین را بر پا داشته و هر كه آن را رها کند ؛ دین را نابود کرده است .

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 زمان : 09:38

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 كرامات العباسيّه (معجزات حضرت ابالفضل العباس (ع) بعد از شهادت)

بسم الله الرحمن الرحیم

لوطى عظيم 
 

((لوطى عظيم )) به حرم مطّهر ((حضرت ابوالفضل (ع ))) رفت و پنجه طلا را از ضريح دزديد و عرض كرد: ((يا اباالفضل تو با فتوتى و دست و دل بازى ، از تو نمى ترسم .))
پنجه طلا را خواست در بازار كربلا بفروشد، ترسيد او را دستگير كنند، برگشت و متحير ماند كه چه كند.
بار دوم به بازار آمد، باز جرأ ت فروش پنجه را پيدا نكرد.
بار سوم كه به بازار رفت مردى به او گفت : دنبال چه ميگردى ؟
((لوطى )) جوابى نداد و داستان را مخفى و پوشيده نگه داشت .
دو باره آن مرد گفت : دنبال چه ميگردى ؟ باز جوابى نداد.
آن مرد او را به مغازه اش دعوت كرد، و به او ناهار داد و پذيرايى كرد و بعد چنين گفت : پنجه را به من بده ، و به من گفته اند هر قدر لازم دارى به تو بدهم و بعد در صندوقها را باز كرد و مبلغ زيادى را در اختيار ((لوطى )) گذاشت .
((لوطى عظيم )) گفت : ((چه خوب است كه آدم با اهل فتوّت و جوانمرد سر و كار داشته باشد.))
سپس از كرده هاى خود پشيمان و نادم شد و توبه كرد.

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 زمان : 00:11

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 كرامات العباسيّه (معجزات حضرت ابالفضل العباس (ع) بعد از شهادت)

بسم الله الرحمن الرحیم


خلخال 
 

((زن و شوهر جوانى در كربلا با هم زندگى مى كردند.)) يك شب شوهر آن زن متوجّه شد كه خلخال هاى زنش به پاى او نيست ، خيلى ناراحت شد و با حال عصبانيّت او را تهديد به قتل كرد.
((زن از ترس شوهرش به حرم مطهر حضرت ابوالفضل (ع ) پناهنده شد)) و در آنجا ماند، آخر شب خدام آمدند و گفتند: ما مى خواهيم اينجا را جارو كنيم ، از اينجا برو.
زن گفت : بيرون نمى روم ، گفتند: ما نزد شوهرت مى آييم و از تو شفاعت مى كنيم ، گفت : محال است از اينجا بيرون بروم ، و هايهاى مى گريست .
((در اين اثناء ديدند گاوى خود را به صحن مطهر رسانيد و در آنجا استفراغ كرد و خلخال هاى آن زن را كه صبح با علفهاى باغچه شان خورده بود بيرون آورد.))

تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 زمان : 00:00

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 كرامات العباسيّه (معجزات حضرت ابالفضل العباس (ع) بعد از شهادت)

بسم الله الرحمن الرحیم


داش على 
 

يكى از جاهلهاى محل ما ((داش على )) بود، كه چند سال پيش فوت شد.
در زمان حياتش يك روز من از توى بازار رد مى شدم ، ديدم ((داش على )) بازار را قُرقُ كرده و چاقويش را هم دستش گرفته و يك نفس كش جرأ ت نطق نداشت ، آن روزها هنوز ماشين و اتومبيل نبود، من با قاطر به مجالس ‍ ((سوگوارى حضرت سيدالشهداء (ع ))) مى رفتم . از سرگذر كه رد شدم متوجه شدم كه مرا ديد وتا چشمش به من افتاد، گفت : از قاطر پياده شو، پياده شدم گفت : كجا مى روى ؟
ديدم مست مست است ، و بايد با او راه رفت ، گفتم : به مجلس روضه مى روم ، گفت : ((يك روضه ابوالفضل همينجا برايم بخوان ،)) چون چاره اى نداشتم ، يك روضه ((اباالفضل (ع ))) برايش خواندم ، ((داش على )) بنا كرد گريه كردن ، اشكها روى گونه اش مى غلتيد و روى زمين مى ريخت ، چاقويش را غلاف كرد و قرق تمام شد (بعد فهميدم همان روضه كارش را درست كرده و باعث توبه اش شده بود.)
چند سال بعد داش على مُرد، چند شب بعد از فوتش او را در خواب ديدم ، حال او را پرسيدم ، مثل اينكه مى دانست مى خواهم وضع شب اول قبرش ‍ را بپرسم .
گفت : راستش اينست كه تا آمدند از من سئوالاتى بكنند، سقائى آمد (مقصودش حضرت ابوالفضل (ع ) بود) و فرمود: ((داش على غلام ما است كارى به كارش نداشته باشيد.))

تاریخ : یکشنبه 11 فروردین 1392 زمان : 23:48

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Post_Image
سايت حضرت عباس" border="0">
/endLX:Post_Image

 كرامات العباسيّه (معجزات حضرت ابالفضل العباس (ع) بعد از شهادت)

بسم الله الرحمن الرحیم

بيمار كبدى 
 

((يكى از بانوان خانواده مبتلا به بيمارى كبدى شد)) و نظر پزشكان اين بود كه بايد جراحى شود.
زيارت كربلا نصيبم شد، در حرم مطّهر ((حضرت عباس (ع ))) متوسل به حضرتش شدم و عرض كردم : ((يا حضرت عباس شما جوانمرد هستيد، هر كس به شما متوسل شود خداى متعال حاجتش را روا مى كند و من هم شفاى بيمارم را از شما مى خواهم .))
وقتى كه به تهران مراجعت كردم ديدم آن بانو را مرخص كرده اند، در روز عمل ، جراحش اظهار داشته بود: ((نمى دانم چطور شده كه كيسه صفراى اين بيمار خالى شده است ؟
بحمدلله از توسل به حضرت عباس (ع ) نتيجه كامل گرفتم و آن بانو هنوز حالش خوب است .

تاریخ : یکشنبه 11 فروردین 1392 زمان : 23:32

نویسنده : hazrateabbas LX:Post_Rate_Block /endLX:Post_Rate_Block LX:Only_More_PostBlock
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
/endLX:Only_More_PostBlock

(نظر)

محبوب کن - فیس نمافيس بوك

LX:Related_Posts_Block /endLX:Related_Posts_Block
آخرین مطالب ارسالی
LX:Comment_Block
ارسال برای این مطلب

[Comment_Form]
/endLX:Comment_Block

صفحه قبل1...1617181920...35صفحه بعد