9-
امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل ميكند كه:
چون خوبى حال مردى (مانند نماز و
روزه بسيارش) بشما رسيد، در خوبى عقلش بنگريد زيرا بميزان عقلش پاداش مييابد.
10-
ابن سنان گويد بحضرت صادق عليه السلام عرضكردم:
مرديست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز ميباشد:
فرمود چه عقلى كه فرمانبرى شيطان ميكند؟ گفتم: چگونه فرمان شيطان ميبرد؟
فرمود از او بپرس وسوسهاى كه باو دست ميدهد از چيست؟ قطعا بتو خواهد گفت از عمل شيطانست.
11-
پيغمبر فرمود:
خدا به بندگانش چيزى بهتر از عقل نبخشيده است، زيرا خوابيدن عاقل از شب بيدارى جاهل بهتر
است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (بسوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پيغمبر و رسول را جز براى
تكميل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را كامل نكند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه
پيغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدين بالاتر است و تا بندهاى واجباترا بعقل خود درنيابد آنها را انجام نداده است
همه عابدان در فضيلت عبادتشان بپاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند كه در باره ايشان فرموده: تنها
صاحبان خرد اندرز ميگيرند.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
اسحاق بن عمار گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه عاقل است دين دارد و كسى كه
دين دارد ببهشت ميرود (پس هر كه عاقل است ببهشت ميرود).
7-
ابو جارود از امام پنجم عليه السلام نقل ميكند: خدا در روز قيامت نسبت بحساب بندگانش
باندازه عقلى كه در دنيا بآنها داده است باريك بينى ميكند.
8-
سليمان ديلمى گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نميدانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا ميكرد يكى از فرشتگان
از آنجا گذشت و عرضكرد پروردگارا مقدار پاداش اين بندهات را بمن بنما خداوند باو نشان داد
و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى
نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه
شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو
گفت: جاى پاكيزهاى دارى و فقط براى عبادت خوبست. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته
گفت، چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى ميداشت در اينجا
ميچرانديمش براستى اين علف از بين ميرود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت:
اگر خرى ميداشت چنين علفى تباه نميشد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش
پاداش ميدهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى
ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم
خداشناس را ندارد).
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
شخصى از امام ششم عليه السلام پرسيد عقل چيست؟
فرمود چيزيست كه بوسيله آن خدا پرستش
شود و بهشت بدست آيد آن شخص گويد: گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: آن
نيرنگست، آن شيطنت است، آن نمايش عقل را دارد ولى عقل نيست.
4
حسن بن جهم گويد:
از امام رضا عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: دوست هر انسانى عقل او است
و دشمن او جهلش.
5
حسن بن جهم گويد:
بحضرت ابو الحسن عليه السلام عرض كردم نزد ما دستهاى هستند كه
دوستدار امامند ولى آن تصميم راسخرا ندارند (كه بتوانند از راه عقيده خويش از جان و مال
بگذرند) همين قدر است كه از محبت امام دم ميزنند. فرمود آنها (بواسطه كوتاهى عقل و
قصور ادراكشان) از جمله كسانى كه مورد سرزنش خدا قرار گرفتهاند نيستند. همانا خدا
ميفرمايد: عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت (و ايشان صاحب بصيرت نميباشند).
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
اصبغ بن نباته از على عليه السلام روايت ميكند كه جبرئيل بر آدم نازل شد و گفت:
اى آدم من
مأمور شدهام كه ترا در انتخاب يكى از سه چيز مخير سازم پس يكى را برگزين و دوتا را
واگذار. آدم گفت چيست آن سه چيز؟ گفت: عقل و حياء و دين آدم گفت عقل را برگزيدم، جبرئيل
بحياء و دين گفت شما بازگرديد و او را واگذاريد، آن دو گفتند اى جبرئيل ما مأموريم هرجا كه
عقل باشد با او باشيم. گفت خود دانيد و بالا رفت.
شرح-
از مجموع اين روايت چنين استفاده مىشود كه عقل باحياء و دين لازم و ملزومند و از يك ديگر
جدا نشوند پس خداوند بهر كس عقل عنايت كند حياء و دين هم عنايت كرده است و كسيرا كه
باحياء و متدين يافتيم بايد او را عاقل هم بدانيم.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
امام باقر عليه السّلام فرمايد:
چون خدا عقل را آفريد از او بازپرسى كرده باو گفت پيش آى پيش
آمد، گفت بازگرد، بازگشت، فرمود بعزت و جلالم سوگند مخلوقى كه از تو بپيشم محبوبتر باشد
نيافريدم و ترا تنها بكسانى كه دوستشان دارم بطور كامل دادم. همانا امر و نهى كيفر و پاداشم
متوجه تو است.
شرح
- مراد بعقل چنانچه از جميع روايات اين باب استفاده مىشود همان قوه تشخيص و ادراك و
واداركننده انسان به نيكى و صلاح و بازدارنده او از شر و فساد ميباشد چنانچه در روايت سوم
عقل وسيله پرستش خدا و بدست آوردن بهشت معرفى شده و در حديث چهارم 75 خاصيت و اثر
آن بنام لشكر عقل توضيح داده شده است پس عاقل كامل كسى است كه آن اثر در او باشد، و
مراد به پيش آمدن و بازگشتن عقل اينست كه اين موجود در برابر اوامر و نواهى خالقش كاملا
منقاد و مطيع است و جمله آخر حديث در روايات ديگر توضيح داده مىشود كه كيفر پاداش
مردم در روز جزا بمقدار عقل ايشانست.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
