إن لَم تَكُن حَليما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَكَ أَن يَكونَ مِنهُم؛ نهج البلاغه، حكمت 207امام على عليه السلام :
اگر بردبار نيستى خود را بردبار جلوه ده، زيرا كمتر كسى است كه خود را شبيه گروهى كند و بزودى يكى از آنان نشود.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَقاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ؛ نهج البلاغه، حكمت 424امام على عليه السلام :
بردبارى پرده اى پوشاننده و عقل شمشيرى برنده است، پس عيبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخيز.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
اَلحِلمُ سِراجُ اللّه ... وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ... ؛ بحارالأنوار، ج71، ص422، ح61 امام صادق عليه السلام :
بردبارى چراغ خداست... پنج چيز است كه بردبارى مى طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى گناه باشد و اذيت شود، حق طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى... .
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
امام على عليه السلام :
أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَالحِلمُ وَلينُ الجانِبِ؛
شريف ترين اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خويى است.
غررالحكم، ج2، ص442، ح3223
.

تاریخ : سهشنبه 06 فروردین 1392 زمان : 02:00
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
امام صادق عليه السلام :
ثَلاثَةٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فى ثَلاثِ مَواطِنَ: لايُعرَفُ الحَليمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ؛
سه كس اند كه جز در سه جا شناخته نمى شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نيازمندى.
بحارالأنوار، ج78، ص229، ح9
تاریخ : سهشنبه 06 فروردین 1392 زمان : 01:57نویسنده : hazrateabbas (نظر)
24-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود عقل راهنماى مؤمن است.
25-
امام صادق عليه السّلام از پيغمبر (ص) نقل ميكند كه فرمود: اى على هيچ تهيدستى سختتر از
نادانى و هيچ مالى سودبخشتر از عقل نيست.
26-
امام باقر عليه السّلام فرمود چون خدا عقل را آفريد باو فرمود پيش بيا، پيش آمد فرمود برگرد،
برگشت فرمود بعزت و جلالم مخلوقى بهتر از تو نيافريدم، امر و نهى و پاداش و كيفرم متوجه
تو است.
27-
اسحاق بن عمار گويد بحضرت صادق عليه السّلام عرض كردم: نزد مردى ميروم و بعضى
از سخنم را ميگويم او تمام مقصود مرا ميفهمد و مردى ديگر نزد او ميروم و تمام سخنم را
باو ميگويم او طبق گفته من جواب ميدهد و مردى ديگر نزد او ميروم و سخنم را ميگويم او
(چون مقصود مرا نميفهمد) ميگويد دوباره بگو. فرمود: اى اسحاق ميدانى چرا چنين است؟
گفتم: نه، فرمود: آنكه تمام سخن ترا از بعض گفتارت ميفهمد، كسى است كه نطفهاش با عقلش
خمير شده است و آنكه پس از اتمام سخنت جوابترا ميگويد كسى است كه عقلش در شكم مادر
باو آميخته است و آنكه چون سخنش گوئى گويد: دوباره بگو كسى است كه پس از بزرگ شدن
عقلش باو آميخته شده او است كه ميگويد دوباره بگو.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
21-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود:
چون قائم ما قيام كند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان
گذارد پس عقولشان را جمع كند و (تا پيروى هوس نكنند و با يك ديگر اختلاف نورزند) و در
نتيجه خردشان كامل شود (متانت و خود نگهداريشان كامل شود).
22-
حضرت صادق فرمود:
حجت خدا بر بندگان پيغمبر است و حجت ميان بندگان و خدا عقل
است.
23-
و فرمود:
پايه شخصيت انسان عقل است و هوش و فهم و حافظه و دانش از عقل سرچشمه
ميگيرند. عقل انسان را كامل كند و رهنما و بيناكننده و كليد كار اوست و چون عقلش بنور
خدائى مؤيد باشد دانشمند و حافظ و متذكر و با هوش و فهميده باشد و از اين رو بداند چگونه
و چرا و كجاست و خير خواه و بدخواه خود را بشناسد و چون آن را شناخت روش زندگى و
پيوست و جدا شده خويش بشناسد و در يگانگى خدا و اعتراف بفرمانش مخلص شود و چون
چنين كند از دست رفته را جبران كرده برآينده مسلط گردد و بداند در چه وضعى است و براى
چه در اينجاست و از كجا آمده و بكجا ميرود؟ اينها همه از تأييد عقل است.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
20-
ابن سكيت گويد بامام دهم عليه السّلام عرض كردم:
چرا خدا حضرت موسى را با وسيله عصا و يد و بيضا و ابزار ابطال جادو فرستاد و حضرت
عيسى را با وسيله طبابت و حضرت محمد را- كه بر او و خاندانش و پيمبران درود باد-
بوسيله كلام و سخنرانى حضرت فرمود: چون خدا موسى عليه السّلام را مبعوث كرد
جادوگرى بر مردم آن زمان غلبه داشت پس او از طرف خدا چيزى آورد كه مانندش از
توانائى آنها خارج بود و بوسيله آن جادوى آنها را باطل ساخت و حجت را برايشان ثابت كرد
و عيسى عليه السّلام را در زمانى فرستاد كه فلج و زمينگيرى زياد شده بود و مردم نياز بطب
داشتند پس او از جانب خدا چيزى آورد كه مانندش را نداشتند پس باجازه خدا مردگان را زنده
كرد و كور مادرزاد و پيس را درمان نمود و حجت را برايشان ثابت كرد. و حضرت محمد
(ص) را در زمانى فرستاد كه خطبهخوانى و سخنورى- بگمانم شعر را هم فرمود- زياد شده
بود، پس آن حضرت از طرف خدا پندها و دستوراتى شيوا آورد كه گفتار آنها را باطل كرد و
حجت را برايشان تمام نمود. ابن سكيت گفت بخدا هرگز مانند ترا نديدم بفرمائيد در اين زمان
حجت خدا بر مردم چيست فرمود: عقلست كه بوسيله آن امام راستگو را ميشناسد و تصديقش
ميكند و دروغگو را ميشناسد و تكذيبش مينمايد. ابن سكيت گفت بخدا جواب درست همين است.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
15-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هيچ گاه پيغمبر با مردم از عمق عقل خويش سخن نگفت
بلكه ميفرمود: ما گروه پيغمبران مأموريم كه با مردم باندازه عقل خودشان سخن گوئيم.
16-
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: دلهاى نادانان را طمعها از جا برميكنند و آرزوهاى بىجا د
ر گروشان ميگذارند و نيرنگها بدامشان مياندازند.
17-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود باعقلترين مردم خوشخلقترين آنها است.
18-
ابو هاشم گويد: خدمت حضرت رضا عليه السّلام بودم و از عقل و ادب گفتگو ميكرديم
حضرت فرمود: اى ابو هاشم عقل موهبت خدا است و ادب با رنج سختى بدست آيد پس كسى
كه در كسب ادب زحمت كشد آن را بدست آرد و كسى كه در كسب عقل رنج برد بر نادانى
خويش افزايد.
19-
اسحاق بن عمار گويد بحضرت صادق عرض كردم: قربانت گردم من همسايهاى دارم كه نماز
خواندن و صدقه دادن و حج رفتنش بسيار است و عيب ظاهرى ندارد فرمود عقلش چطور
است گفتم: عقل
درستى ندارد فرمود: پس با آن اعمال درجهاش بالا نميرود.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
عقل پردهايست پوشاننده محبت. و فضل جمالى است هويدا پس
نادرستىهاى اخلاقت را بفضلت بپوشان و با عقلت هوست را بكش تا دوستى مردم برايت سالم
ماند و محبت تو بر آنها آشكار گردد.
شرح
- خواهشهاى نفسانى انسان هميشه او را تهييج و بستم و كار زشت تحريك ميكنند ولى انسان
عاقل بوسيله عقلش شهوت را خاموش ميكند و روى آنها پرده مياندازد تا از طرف آن آزارى
بمردم نرسد و براستى و حقيقت مردم را دوست داشته باشد و نيز عاقل اگر بعضى از صفات نيك
را ندارد يا ناقص دارد بسبب نيكى و احسانى كه بمردم مىكند جلوهاى پيدا ميكند و محبت آنها
را نسبت بخود جلب مينمايد.
نویسنده : hazrateabbas (نظر)
