
هر چند در گستره ى طولانى زمان، كتابهاى فراوانى با نگرشهاى گوناگون درباره ى زن ، اين عطيّه ى الهى و مظلوم هميشه ى تاريخ نوشته شده است، ولى آثار و نوشته هاى موجود ، كم و بيش ، خالى از كاستى و اشكال نيست؛ چرا كه فرصت لازم يا شناخت جامعى از زن براى نويسندگان اين آثار پديد نيامده است. حتّى گاه برخى چهرههاى علمى ـ مذهبى به علّت اهمال و ساده انگارى، پيچيدگى مباحث زن و يا سليقه هاى فردى و مسلكى، مشكلاتى به بار آورده و پيامى مخالف با مقتضاى عقل و مبانى دين ارايه كرده اند. با اين وصف، فرجام كار نويسندگان ـ به اصطلاح ـ روشن فكر يا افراد بيگانه با دانش و فرهنگ اصيل دينى ناگفته پيداست!
بخش نخست، از برخورد زن و مرد در جامعه شروع میشود و سخن از پوشش و سكس و عريانى دارد. اين بخش در ابتدا آورده شده است؛ زيرا پيش از ورود به جامعه و درون خانه ، پوشش چندانى لازم نيست ، ولى پس از ورود به جامعه و برخورد زن و مرد با يكديگر اين بحث پيش میآيد كه بايد با چه پوششى و به چه مقدار و با چه كيفيّتى در جامعه ظاهر شد. براى پوشش استدلال میكند و عريانى را مطرح میسازد و آن را با دلايل بسيار به چالش میكشاند و در نهايت ميان پوشش و حجاب تفاوت قائل میشود و تنها پوشش و عفاف را تكليف میداند.
اين عدم شناخت صحيح و جامع، در طول تاريخ، سبب افراط و تفريط بسيارى در عمل و مباحث مربوط به زن گرديده و بهطور قهرى نتيجهاى جز به بیراهه كشيدن زن در جوامع مختلف اسلامى و غير اسلامى در برنداشته است.
از اين رو سعى بر آن رفت تا در زمانى كه موضوع زن يكى از مباحث اساسى و حياتى جوامع گوناگون، به ويژه جامعهى ماست، براى شناخت صحيح و جامع چهرهى زن و دفع شبهات و ابهامات موجود از ساحت شخصيّت زن و دين مقدّس اسلام، از ميان صدها اثر ارزندهى استاد فرزانه، حضرت آيتا... نكونام ـ كه يدى طولا و انديشهاى پويا در مباحث تحقيقى و روانشناختى راجع به زن دارند ـ كتاب حاضر كه وام دار نام مظلوم هميشهى تاريخ، بانوى دو عالم، حقيقت دهر، عصمت كبرى و ناموس حق حضرت فاطمه زهرا(س) است، به مردم و به ويژه صاحبان انديشه و فرهنگ و تمام زنان عالم ارايه شود. اين كتاب به منزلهى اصول نظريّات معظّم له در زمينهى زن میباشد و هر يك از مجلّدات بعدى ـ كه شمار فراوانى هم مىباشند ـ بر اين اصول استوار است. برخى از اين مجلّدات در نقد كتابهاى مذهبى و غير مذهبى راجع به زن نوشته شده، بعضى در جهت نقد و بررسى مدارك دينى نسبت به زن و شمارى در ارايهى شيوههاى رفتارى درست و مناسب و كاربردى نسبت به زن، در خانه و اجتماع و تعدادى نيز پيرامون زن و همراهانش، همچون پدر، شوهر و فرزندان نگارش يافته است.
اثر حاضر اگر با دقّت، تأمّل، انصاف و به دور از شتاب زدگى مورد مطالعه قرار گيرد، به خوانندهى گرامى چهرهاى درست و واقعى از زن ارايه مىنمايد؛ چهرهاى كه مطابق با دين، عقل سليم، انصاف و عالىترين انديشههاى فلسفى، روانى و اجتماعى نويسندهى محترم است. به همين دليل، خواننده سرانجام درمىيابد كه بسيارى از پرسشهاى عمده و شبهههاى مطرح شده نسبت به ديدگاه دين يا نظرگاه معصومين در مورد زن ديگر قابل طرح نيست؛ چرا كه با خواندن اين كتاب، او خود نيز ـ زن باشد يا مرد، مسلمان باشد يا غير آن ـ مانند دين خواهد انديشيد و نظر شريعت و عصمت دين را دربارهى زن تصديق خواهد كرد. البته احتمال مىرود كه انديشههاى كاوشگر به پرسشها و ايرادهاى تازهترى دست يابند كه در همين فرصت، محقّقان و نويسندگان مؤسّسهى ظهور شفق تحت اشراف استاد فرزانهى خويش، آمادگى لازم را براى پاسخگويى و رفع هرگونه ابهام و اشكال اعلام مىدارند.
در پايان شايان ذكر است كه در اين دوره از كتاب زن سعى شده است تنها ويژگیها و صفات و مباحث حقوقى زن ـ به دور از نگرش مردسالارانه يا زنسالارانه ـ بر پايه ى حق، واقعيّت و استدلال عقلانى تبيين شود. از اين رو پرسشها و دلايل مخالف نيز بدور از اسم و عنوان و يا توجه به كتاب يا فردى، بهطور آزاد و منصفانه مطرح گرديده و ابتدا به پاسخ اجمالى و سپس تفصيلى پرداخته شده است. بنابراين خوانندهى محترم بايد با دقّت تمام و تأمّل بسيار مباحث اين اثر را دنبال نمايد تا آرا، نقدها و پاسخهاى نويسنده را به درستى دريابد و در شناخت شخصيّت ظريف، پيچيده و شناخته نشدهى زن به فرجام خوشآيندى دست يابد.
كتاب زن مظلوم هميشهى تاريخ، كتابى است تحقيقى ـ اجتماعى ـ انتقادى كه موجوديت گذشته و فعلى جامعهى ما را به چالش مىكشاند و ترسيم درستى از موقعيت يك جامعهى اسلامى، زندگى مسلمانى و زن مسلمان را ارايه مىدهد. اين كتاب شامل دوازده بخش است كه ترتيب بخشها و مبحث عينيتهاى اجتماعى را درنظر مىگيرد و نقشهاى از جامعهى فعلى ماست.
اين كتاب براى استحكام جامعه و زير ساختهاى آن همراهى و همدلى در قالب ازدواج را يك ضرورت مىداند كه در بخش دوم زمينههاى آن چيده مىشود. ايراد به اصل ازدواج را پاسخ مىگويد و آن را فراتر از يك آميزش مىداند، ازدواج را سكونت و آرامش، امنيت و زندگى، كاميابى و شيرينكامى مىداند و سخن از عشق پنهان و عشق ابتدايى سر مىدهد، عشق را همت زن مىداند و مطلوبيت او را در چهرهى نبات عشق، ثمرات نكاح، خانه و خاندان و تربيت فرزند ظاهر مىسازد.
در بخش سوم، تحقق عملى ازدواج را به خواستگارى، نامزدى و ازدواج پيگيرى مىكند و بيان مىدارد كه خواستگارى تنها يك گفتمان ابتدايى است كه يكجانبه هم نيست و مىشود از طرف زن يا مرد باشد. خواستگارى مردسالارى نيست، زن ضعيت نيست، دختر عزيز است و در اين زمينه خيالپردازىها را بايد كنار گذاشت و طلسم دختران را بايد شكست، ازدواج آهنگ دلنواز وحدت دو روح است و همچون هر عقد ديگرى با معاطات نيز تحقق مىيابد كه با پايان اين قسمت، جلد نخست كتاب به پايان مىرسد.
در بخش چهارم كه بخش نخست جلد دوم كتاب است تعدّد ازدواج و مشكلات آن و در نهايت طلاق دنبال مىگردد. ايراد جنجال تعدّد زوجات دنبال مىشود و روشن مىگردد كه تعدّد زوجات يك تكليف الزامى نيست و اخذ مجوز شرعى آن هم چندان آسان نمىباشد. غيرت و حسادت و نقطهى سياه كفر از سوى زن به ميان مىآيد و طبع زن و تعدّد دنبال مىشود.
در نهايت بحث طلاق مطرح مىشود كه طلاق اگرچه يك واقعيت تلخ است، ولى كينهتوزى نيست، نابودى نيست. بحث فرزندان طلاق، طلاق و مشكلات زن و مرد و قانون محلل و ايراد آن پاسخ گفته مىشود و نسبت به زندگى دوباره يا جدايى زنگ خطر به صدا در می آيد.
در بخش پنجم، ازدواج موقت و ترسيم درست آن دنبال مىشود و بحث از انحرافات جنسى پيش مىآيد. در اين بخش ازدواج موقت و سالمسازى جامعه مطرح مىگردد و روشن مىشود كه زن كالا نيست و ازدواج موقت به زيان زن نمىباشد. آميزشهاى خارج از نكاح مطرح مىشود و حرمسراهاى شاهانه را به چالش مىكشاند و مشكلات اجرايى ازدواج موقت همراه با طرح و برنامه دنبال می آيد.
در بخش ششم، اسلام و مسايل جنسى، آموزش جنسى و عشق و كاميابى ترسيم مىشود و در آن بيان مىگردد كه زناشويى، مسايل جنسى و كاميابى، شكوفه و گل زندگى خانوادگى است كه از شب زفاف و عروسى تا حضور ملائكه در بستر و آميزش و عرضه شور و عشق و مهر و محبّت و دوستى، بطور استدلالى و شرعى بحث مىشود. در اين بخش قداست زناشويى، آميزش و ريزش گناهان، حمايت پيامبر از حقوق زنان پيگيرى مىشود و مىآيد كه، آرايش و زينت تنها براى زنان نيست و استفاده از عطر و جواز پوشيدن لباس رنگين براى زنان اشكالى ندارد. آموزش دينى، اسلام و آميزش، سفارش امام هشتم با محبت و دوستى و دورى از كجىها دنبال مىشود و بخش ششم و جلد دوم به پايان مىرسد.
بخش هفتم كه ابتداى جلد سوم است انتقاد از مردسالارى دينى، بيان افكار جاهلى و تفاوتهاى درست زن و مرد مطرح مىگردد و اساس جامعهى سالم و نگاه دين به زن و مرد و حقوق هر يك بر ديگرى مىآيد، عناوينى چون تفاوت زن و مرد، نگاه دين به زن، وحدت مديريت و ثبات زندگى به ميان مىآيد و عدالت و تفاوت در آفرينش، بىمهرى به زن زيانبار است، كتك زدن زن و تاديب مرد مجرم دنبال مىشود و اين عنوان كه زن كانون عشق و محبت است و به او اف نگوييد را دارد و خلاصه با زن و جهاد، زن و تدبير منزل و حضور زن در جامعه بحث تمام مىشود.
در بخش هشتم، زن در آفرينش طرح مىشود و توهم كاستىها دنبال مىگردد و روشن مىشود كه آفرينش به زن هرگز ستمى روا نداشته و نظام احسن خلقت، عصمت فعلى آفرينش دنبال مىشود و ويژگىهاى لذّت و ميل جنسى و طول عمل مقاربت و اشتراك زن و مرد در كامگيرى و كامدهى مطرح مىشود. شرايط طبيعى زن در ازدواج، مسألهى بكارت و زايمان زن و اينكه طبيعت بهترين حامى اوست تا گنج اميد و نشاط و در نهايت با اين بحث كه زن شاهكار آفرينش است به پايان مىرسد.
بخش نهم، كه پايان جلد سوم است با بحث زن در جامعه، مظلوميت زن و حمايت منطقى و آگاهانهى دين از زن شروع مىشود تا فعاليتهاى اجتماعى زن، زن و شغل، زن و ثروت و مالكيت، زن و مسألهى ارث و ديه، زن و اشتغال، طبقات جامعه و شغلهاى حرام و جايز بحث دنبال مىشود. و با اين كلام كه دغدغهى مرد آسودگى زن است، جلد سوم به پايان مىرسد.
بخش دهم كه بخش نخست جلد چهارم است با مظلوميت زن در جامعه و حمايت اسلام از زن شروع مىشود. در اين بخش عناوينى مطرح مىشود؛ از قبيل: دختر افتخار پيامبر« صلىاللهعليهوآله »، زنى مادر هفتاد پيامبر، تفاوتها و امتيازها، ويژگىهاى زن، لطافت، احساس و مطلوبيت، نگرش غلط و استثمار زن، زن و اشتغال، زن موجود خانگى نيست، تقسيم كار، زن بىكار نيست اشتغال زن در جامعه، صحبت زن، آواز زن، شغلهاى زنان، شغلهاى اشتراكى و اختصاصى، حرام و حلال زن و مالكيّت زن وارث و ديهى زن بحث به پايان مىرسد. بخش يازدهم، سخن از عقل و احساس زن است. نقص عقل زن معنا مىشود و عقل و جهل، برد كوتاه و بلند عقل دنبال مىگردد. تجاذب عقل و دل، عقل و استضعاف نكوهش اكثريت مىآيد و زن و عبادت، و اينكه زن موجودى عقل رباست، زن الماس وجود است، زنان را آزار ندهيد كار دنبال مىشود. بحث مشورت با زنان، موانع مشورت، شهادت و عواطف زن و مشكلات شهادت كه هر يك با نگرشى منطقى پيگيرى مىشود.
در بخش دوازده كه بخش پايانى است زن و سمتهاى كلان، زن و مسؤوليتهاى اجتماعى، زن و مسألهى امامت جماعت و جمعه زن و قضاوت زن و زعامت دينى، زن و رهبرى، صدارت زن و ملكه سبأ، رياست زن و ركود جامعه، حكومت دختر كسرى مىآيد و هر يك ساختار درستى را درمىيابد و از هر افراط و تفريطى پرهيز مىشود.
كوتاه سخن اين كه اساس اين كتاب و بخشهاى آن در راستاى زير ساختهاى علمى و اجتماعى است و اهمّيت مباحث در اين است كه مباحث از ديدگاه اجتماع و واقعيتهاى موجود دنبال مىشود و حتى از اجتماع به خانه و منزل مىنگرد، نه با روش تقسيم فرد، منزل و جامعه، بلكه اجتماع است كه خانه و فرد را در خود بهطور آشكار برجسته مىسازد.
باشد تا اين كتاب در راستاى افق اسلام و جامعهى انقلابى راهگشاى تحوّل معقول باشد.

هر چند در گستره ى طولانى زمان، كتابهاى فراوانى با نگرشهاى گوناگون درباره ى زن ، اين عطيّه ى الهى و مظلوم هميشه ى تاريخ نوشته شده است، ولى آثار و نوشته هاى موجود ، كم و بيش ، خالى از كاستى و اشكال نيست؛ چرا كه فرصت لازم يا شناخت جامعى از زن براى نويسندگان اين آثار پديد نيامده است. حتّى گاه برخى چهرههاى علمى ـ مذهبى به علّت اهمال و ساده انگارى، پيچيدگى مباحث زن و يا سليقه هاى فردى و مسلكى، مشكلاتى به بار آورده و پيامى مخالف با مقتضاى عقل و مبانى دين ارايه كرده اند. با اين وصف، فرجام كار نويسندگان ـ به اصطلاح ـ روشن فكر يا افراد بيگانه با دانش و فرهنگ اصيل دينى ناگفته پيداست!
بخش نخست، از برخورد زن و مرد در جامعه شروع میشود و سخن از پوشش و سكس و عريانى دارد. اين بخش در ابتدا آورده شده است؛ زيرا پيش از ورود به جامعه و درون خانه ، پوشش چندانى لازم نيست ، ولى پس از ورود به جامعه و برخورد زن و مرد با يكديگر اين بحث پيش میآيد كه بايد با چه پوششى و به چه مقدار و با چه كيفيّتى در جامعه ظاهر شد. براى پوشش استدلال میكند و عريانى را مطرح میسازد و آن را با دلايل بسيار به چالش میكشاند و در نهايت ميان پوشش و حجاب تفاوت قائل میشود و تنها پوشش و عفاف را تكليف میداند.
بخش نخست، از برخورد زن و مرد در جامعه شروع میشود و سخن از پوشش و سكس و عريانى دارد. اين بخش در ابتدا آورده شده است؛ زيرا پيش از ورود به جامعه و درون خانه ، پوشش چندانى لازم نيست ، ولى پس از ورود به جامعه و برخورد زن و مرد با يكديگر اين بحث پيش میآيد كه بايد با چه پوششى و به چه مقدار و با چه كيفيّتى در جامعه ظاهر شد. براى پوشش استدلال میكند و عريانى را مطرح میسازد و آن را با دلايل بسيار به چالش میكشاند و در نهايت ميان پوشش و حجاب تفاوت قائل میشود و تنها پوشش و عفاف را تكليف میداند.
اين عدم شناخت صحيح و جامع، در طول تاريخ، سبب افراط و تفريط بسيارى در عمل و مباحث مربوط به زن گرديده و بهطور قهرى نتيجهاى جز به بیراهه كشيدن زن در جوامع مختلف اسلامى و غير اسلامى در برنداشته است.
از اين رو سعى بر آن رفت تا در زمانى كه موضوع زن يكى از مباحث اساسى و حياتى جوامع گوناگون، به ويژه جامعهى ماست، براى شناخت صحيح و جامع چهرهى زن و دفع شبهات و ابهامات موجود از ساحت شخصيّت زن و دين مقدّس اسلام، از ميان صدها اثر ارزندهى استاد فرزانه، حضرت آيتا... نكونام ـ كه يدى طولا و انديشهاى پويا در مباحث تحقيقى و روانشناختى راجع به زن دارند ـ كتاب حاضر كه وام دار نام مظلوم هميشهى تاريخ، بانوى دو عالم، حقيقت دهر، عصمت كبرى و ناموس حق حضرت فاطمه زهرا(س) است، به مردم و به ويژه صاحبان انديشه و فرهنگ و تمام زنان عالم ارايه شود. اين كتاب به منزلهى اصول نظريّات معظّم له در زمينهى زن میباشد و هر يك از مجلّدات بعدى ـ كه شمار فراوانى هم مىباشند ـ بر اين اصول استوار است. برخى از اين مجلّدات در نقد كتابهاى مذهبى و غير مذهبى راجع به زن نوشته شده، بعضى در جهت نقد و بررسى مدارك دينى نسبت به زن و شمارى در ارايهى شيوههاى رفتارى درست و مناسب و كاربردى نسبت به زن، در خانه و اجتماع و تعدادى نيز پيرامون زن و همراهانش، همچون پدر، شوهر و فرزندان نگارش يافته است.
اثر حاضر اگر با دقّت، تأمّل، انصاف و به دور از شتاب زدگى مورد مطالعه قرار گيرد، به خوانندهى گرامى چهرهاى درست و واقعى از زن ارايه مىنمايد؛ چهرهاى كه مطابق با دين، عقل سليم، انصاف و عالىترين انديشههاى فلسفى، روانى و اجتماعى نويسندهى محترم است. به همين دليل، خواننده سرانجام درمىيابد كه بسيارى از پرسشهاى عمده و شبهههاى مطرح شده نسبت به ديدگاه دين يا نظرگاه معصومين در مورد زن ديگر قابل طرح نيست؛ چرا كه با خواندن اين كتاب، او خود نيز ـ زن باشد يا مرد، مسلمان باشد يا غير آن ـ مانند دين خواهد انديشيد و نظر شريعت و عصمت دين را دربارهى زن تصديق خواهد كرد. البته احتمال مىرود كه انديشههاى كاوشگر به پرسشها و ايرادهاى تازهترى دست يابند كه در همين فرصت، محقّقان و نويسندگان مؤسّسهى ظهور شفق تحت اشراف استاد فرزانهى خويش، آمادگى لازم را براى پاسخگويى و رفع هرگونه ابهام و اشكال اعلام مىدارند.
در پايان شايان ذكر است كه در اين دوره از كتاب زن سعى شده است تنها ويژگیها و صفات و مباحث حقوقى زن ـ به دور از نگرش مردسالارانه يا زنسالارانه ـ بر پايه ى حق، واقعيّت و استدلال عقلانى تبيين شود. از اين رو پرسشها و دلايل مخالف نيز بدور از اسم و عنوان و يا توجه به كتاب يا فردى، بهطور آزاد و منصفانه مطرح گرديده و ابتدا به پاسخ اجمالى و سپس تفصيلى پرداخته شده است. بنابراين خوانندهى محترم بايد با دقّت تمام و تأمّل بسيار مباحث اين اثر را دنبال نمايد تا آرا، نقدها و پاسخهاى نويسنده را به درستى دريابد و در شناخت شخصيّت ظريف، پيچيده و شناخته نشدهى زن به فرجام خوشآيندى دست يابد.
كتاب زن مظلوم هميشهى تاريخ، كتابى است تحقيقى ـ اجتماعى ـ انتقادى كه موجوديت گذشته و فعلى جامعهى ما را به چالش مىكشاند و ترسيم درستى از موقعيت يك جامعهى اسلامى، زندگى مسلمانى و زن مسلمان را ارايه مىدهد. اين كتاب شامل دوازده بخش است كه ترتيب بخشها و مبحث عينيتهاى اجتماعى را درنظر مىگيرد و نقشهاى از جامعهى فعلى ماست.
اين كتاب براى استحكام جامعه و زير ساختهاى آن همراهى و همدلى در قالب ازدواج را يك ضرورت مىداند كه در بخش دوم زمينههاى آن چيده مىشود. ايراد به اصل ازدواج را پاسخ مىگويد و آن را فراتر از يك آميزش مىداند، ازدواج را سكونت و آرامش، امنيت و زندگى، كاميابى و شيرينكامى مىداند و سخن از عشق پنهان و عشق ابتدايى سر مىدهد، عشق را همت زن مىداند و مطلوبيت او را در چهرهى نبات عشق، ثمرات نكاح، خانه و خاندان و تربيت فرزند ظاهر مىسازد.
در بخش سوم، تحقق عملى ازدواج را به خواستگارى، نامزدى و ازدواج پيگيرى مىكند و بيان مىدارد كه خواستگارى تنها يك گفتمان ابتدايى است كه يكجانبه هم نيست و مىشود از طرف زن يا مرد باشد. خواستگارى مردسالارى نيست، زن ضعيت نيست، دختر عزيز است و در اين زمينه خيالپردازىها را بايد كنار گذاشت و طلسم دختران را بايد شكست، ازدواج آهنگ دلنواز وحدت دو روح است و همچون هر عقد ديگرى با معاطات نيز تحقق مىيابد كه با پايان اين قسمت، جلد نخست كتاب به پايان مىرسد.
در بخش چهارم كه بخش نخست جلد دوم كتاب است تعدّد ازدواج و مشكلات آن و در نهايت طلاق دنبال مىگردد. ايراد جنجال تعدّد زوجات دنبال مىشود و روشن مىگردد كه تعدّد زوجات يك تكليف الزامى نيست و اخذ مجوز شرعى آن هم چندان آسان نمىباشد. غيرت و حسادت و نقطهى سياه كفر از سوى زن به ميان مىآيد و طبع زن و تعدّد دنبال مىشود.
در نهايت بحث طلاق مطرح مىشود كه طلاق اگرچه يك واقعيت تلخ است، ولى كينهتوزى نيست، نابودى نيست. بحث فرزندان طلاق، طلاق و مشكلات زن و مرد و قانون محلل و ايراد آن پاسخ گفته مىشود و نسبت به زندگى دوباره يا جدايى زنگ خطر به صدا در می آيد.
در بخش پنجم، ازدواج موقت و ترسيم درست آن دنبال مىشود و بحث از انحرافات جنسى پيش مىآيد. در اين بخش ازدواج موقت و سالمسازى جامعه مطرح مىگردد و روشن مىشود كه زن كالا نيست و ازدواج موقت به زيان زن نمىباشد. آميزشهاى خارج از نكاح مطرح مىشود و حرمسراهاى شاهانه را به چالش مىكشاند و مشكلات اجرايى ازدواج موقت همراه با طرح و برنامه دنبال می آيد.
در بخش ششم، اسلام و مسايل جنسى، آموزش جنسى و عشق و كاميابى ترسيم مىشود و در آن بيان مىگردد كه زناشويى، مسايل جنسى و كاميابى، شكوفه و گل زندگى خانوادگى است كه از شب زفاف و عروسى تا حضور ملائكه در بستر و آميزش و عرضه شور و عشق و مهر و محبّت و دوستى، بطور استدلالى و شرعى بحث مىشود. در اين بخش قداست زناشويى، آميزش و ريزش گناهان، حمايت پيامبر از حقوق زنان پيگيرى مىشود و مىآيد كه، آرايش و زينت تنها براى زنان نيست و استفاده از عطر و جواز پوشيدن لباس رنگين براى زنان اشكالى ندارد. آموزش دينى، اسلام و آميزش، سفارش امام هشتم با محبت و دوستى و دورى از كجىها دنبال مىشود و بخش ششم و جلد دوم به پايان مىرسد.
بخش هفتم كه ابتداى جلد سوم است انتقاد از مردسالارى دينى، بيان افكار جاهلى و تفاوتهاى درست زن و مرد مطرح مىگردد و اساس جامعهى سالم و نگاه دين به زن و مرد و حقوق هر يك بر ديگرى مىآيد، عناوينى چون تفاوت زن و مرد، نگاه دين به زن، وحدت مديريت و ثبات زندگى به ميان مىآيد و عدالت و تفاوت در آفرينش، بىمهرى به زن زيانبار است، كتك زدن زن و تاديب مرد مجرم دنبال مىشود و اين عنوان كه زن كانون عشق و محبت است و به او اف نگوييد را دارد و خلاصه با زن و جهاد، زن و تدبير منزل و حضور زن در جامعه بحث تمام مىشود.
در بخش هشتم، زن در آفرينش طرح مىشود و توهم كاستىها دنبال مىگردد و روشن مىشود كه آفرينش به زن هرگز ستمى روا نداشته و نظام احسن خلقت، عصمت فعلى آفرينش دنبال مىشود و ويژگىهاى لذّت و ميل جنسى و طول عمل مقاربت و اشتراك زن و مرد در كامگيرى و كامدهى مطرح مىشود. شرايط طبيعى زن در ازدواج، مسألهى بكارت و زايمان زن و اينكه طبيعت بهترين حامى اوست تا گنج اميد و نشاط و در نهايت با اين بحث كه زن شاهكار آفرينش است به پايان مىرسد.
بخش نهم، كه پايان جلد سوم است با بحث زن در جامعه، مظلوميت زن و حمايت منطقى و آگاهانهى دين از زن شروع مىشود تا فعاليتهاى اجتماعى زن، زن و شغل، زن و ثروت و مالكيت، زن و مسألهى ارث و ديه، زن و اشتغال، طبقات جامعه و شغلهاى حرام و جايز بحث دنبال مىشود. و با اين كلام كه دغدغهى مرد آسودگى زن است، جلد سوم به پايان مىرسد.
بخش دهم كه بخش نخست جلد چهارم است با مظلوميت زن در جامعه و حمايت اسلام از زن شروع مىشود. در اين بخش عناوينى مطرح مىشود؛ از قبيل: دختر افتخار پيامبر« صلىاللهعليهوآله »، زنى مادر هفتاد پيامبر، تفاوتها و امتيازها، ويژگىهاى زن، لطافت، احساس و مطلوبيت، نگرش غلط و استثمار زن، زن و اشتغال، زن موجود خانگى نيست، تقسيم كار، زن بىكار نيست اشتغال زن در جامعه، صحبت زن، آواز زن، شغلهاى زنان، شغلهاى اشتراكى و اختصاصى، حرام و حلال زن و مالكيّت زن وارث و ديهى زن بحث به پايان مىرسد. بخش يازدهم، سخن از عقل و احساس زن است. نقص عقل زن معنا مىشود و عقل و جهل، برد كوتاه و بلند عقل دنبال مىگردد. تجاذب عقل و دل، عقل و استضعاف نكوهش اكثريت مىآيد و زن و عبادت، و اينكه زن موجودى عقل رباست، زن الماس وجود است، زنان را آزار ندهيد كار دنبال مىشود. بحث مشورت با زنان، موانع مشورت، شهادت و عواطف زن و مشكلات شهادت كه هر يك با نگرشى منطقى پيگيرى مىشود.
در بخش دوازده كه بخش پايانى است زن و سمتهاى كلان، زن و مسؤوليتهاى اجتماعى، زن و مسألهى امامت جماعت و جمعه زن و قضاوت زن و زعامت دينى، زن و رهبرى، صدارت زن و ملكه سبأ، رياست زن و ركود جامعه، حكومت دختر كسرى مىآيد و هر يك ساختار درستى را درمىيابد و از هر افراط و تفريطى پرهيز مىشود.
كوتاه سخن اين كه اساس اين كتاب و بخشهاى آن در راستاى زير ساختهاى علمى و اجتماعى است و اهمّيت مباحث در اين است كه مباحث از ديدگاه اجتماع و واقعيتهاى موجود دنبال مىشود و حتى از اجتماع به خانه و منزل مىنگرد، نه با روش تقسيم فرد، منزل و جامعه، بلكه اجتماع است كه خانه و فرد را در خود بهطور آشكار برجسته مىسازد.
باشد تا اين كتاب در راستاى افق اسلام و جامعهى انقلابى راهگشاى تحوّل معقول باشد.
نویسنده / مترجم : آیت الله نکونام
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحات : 1215
نظرات شما عزیزان:
تاریخ : پنج شنبه 8 فروردين 1392 زمان : 10:18
نویسنده : اميرعباس